تبليغاتX


تاتوره یعنی تو!

سی ام آبان 1386

زلف يار!

ببار اي بارون ببار
با دلم گريه کن خون ببار
در شب‌هاي تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار
دلم خون شد خون ببار


| الهام |

بیست و هشتم آبان 1386

جز!

دیگر حرفی نمانده
جز سکوت!

| الهام |

بیست و هفتم آبان 1386

غلط!

دلبرا!
دل به تو بستن غلط است...

| الهام |

بیست و هفتم آبان 1386

قرمز!

از من عبور نكن
وقتي چراغ قلبم قرمز است!

| الهام |

بیست و هفتم آبان 1386

سرباز!

مي‌خواهم سرباز گمنام تو باشم!
بعد از فرمان چشمهات!

| الهام |

بیست و هفتم آبان 1386

كار!

نه من مي‌توانم كاري كنم
نه تو!
فقط با اين خاطره‌ها چه كنم؟

| الهام |

بیست و هفتم آبان 1386

اعتياد بشري!

تو بزرگترين اعتياد بشري
كه سابقه نداشته هيچ كس از زير انگشتانت در برود
اي عشق!
ك.ك.بيتا

| الهام |

بیست و ششم آبان 1386

هوا!

مهربانم!
هوا كه ابري مي‌شود
باران مي‌آورد صداي دلتنگي‌هايت را!

| الهام |

بیست و ششم آبان 1386

آزادی!

آزادي مرد!
از بس كه جان ندارد!

| الهام |

بیست و ششم آبان 1386

تقدس!

نامت را از هر طرف که بخوانی
تقدس واژه‌ها را مي‌گيرد!

| الهام |

بیست و سوم آبان 1386

امتداد!

امتداد خطوط سفید ممتد این جاده
به کجا ختم می‌شود؟


| الهام |

بیست و سوم آبان 1386

الهام!

الهام نام من است
آنجا که از عمق چشمانت گرفته شدم!

| الهام |

بیست و سوم آبان 1386

تحمل!

سخت است تحمل سنگینی نگاهت
وقتی به سوی دیگری است...

| الهام |

بیست و دوم آبان 1386

زلال پرست!

به شب‌نشینی خرچنگ‌هاي مردابي
چگونه رقص كند ماهي زلال پرست!

| الهام |

بیست و دوم آبان 1386

دلبستگي!

کاش دل می‌بستم
از اين همه دلبستگي!

| الهام |

بیست و یکم آبان 1386

آقا!

اينجا مثل من كم دارد
آقا!

| الهام |

بیست و یکم آبان 1386

نسیان!

نسیان چیز خوبی است
وقتی تو فراموش می‌شوي!


| الهام |

بیست و یکم آبان 1386

رفت!

راه رفته را باید رفت...

| الهام |

بیست و یکم آبان 1386

زخم!

زخم همیشه زخمه
حتی اگه خوب بشه!


| الهام |

بیستم آبان 1386

ولايت!

ولايتي كه با قانون به چوب رسيد!!


| الهام |

بیستم آبان 1386

يك طرفه!

اينجا خيابان‌ها همه يك طرفه شده‌اند!
به سوي...


| الهام |

بیستم آبان 1386

ادبيات!

ادبيات را خوب مي‌فهمم
ادبيات اين شهر را نه!


| الهام |

نوزدهم آبان 1386

خلأ!

آغوشم دارد هي از خلأ پر مي‌شود
در بي سري تو!


| الهام |

نوزدهم آبان 1386

آنجا که!

تمام می شود دنیا!
آنجا که چشمانت حرفی ندارند...


| الهام |

نوزدهم آبان 1386

سیر!

سیر شدم!
از بس غصه تو را خوردم!

| الهام |

نوزدهم آبان 1386

زاده!

دیگر انسان زاده نشد
از بس درد زاده شد!

| الهام |

شانزدهم آبان 1386

دست!

دست هایم دارد پر می شود
وقتی دست هایت نیست!


| الهام |

شانزدهم آبان 1386

سکوت!

به احترام این جدایی
یک عمر سکوت!


| الهام |

پانزدهم آبان 1386

برای محبوبه!

تاتوره تا این پستی که می نویسم یک انعکاس از ذهن من بوده در جملات نهایتاْ دو خطی. اما امروز استثناْ تاتوره را جور دیگری آپ می کنم. از خیلی چیزا عصبانی امُ. اول از همه از خودم!
چند روز پیش تازه بعد از دو ماه فهمیدم که یکی از دوستان خوب دانشگاهی مدتها در زندان بوده و من کاملا بی خبر بودم! برای اولین بار از ندیدن خودم متنفر شدم! چرا نفهمیدم!!
محبوبه مقدم دوست عزیزی که چهره آرومش تنها در کنار کتاب هایی که می خوند و فعالیت های که اصلا سیاسی نبود و تنها از دغدغه ذهنش نسبت به آسیب های اجتماعی ریشه می گرفت ۵۰ روز رو در زندان به سر برده و آزاد شده!
لعنت به این کشور و همه کسانی که نمی خوان حتی آدمایی که فکر می کنند راحت زندگی کنند! لعنت!
هیچی آرومم نمی کنه...


| الهام |

دوازدهم آبان 1386

پاييز!

پاييز با تو مي‌آيد
با تو مي‌رود...

| الهام |

دوازدهم آبان 1386

اما!

مي‌دانم هيچ كدام از نوشته‌هايم را نمي‌خواني
اما من دوستت دارم!


| الهام |

یازدهم آبان 1386

تكيه!

چقدر دور می‌شوم از شانه‌هايت
وقتي جايي براي تكيه كردن ندارد...

| الهام |

نهم آبان 1386

نان!

وقتي جهان
از ريشه جهنم
و آدم
از عدم
و سعي
از ريشه هاي يأس مي آيد
وقتي که يک تفاوت ساده
در حرف
کفتار را
به کفتر
تبديل مي کند
بايد به بي تفاوتي واژه ها
و واژه هاي بي طرفي
مثل نان
دل بست
نان را
از هر طرف بخواني
نان است
(قيصر امين پور)


| الهام |

نهم آبان 1386

برای قیصر که زود پرنده شد!

اصلاْ نه تو، نه من!
تقصير هيچ كس نيست
از خوبي تو بود
كه من بد شدم!

| الهام |

نهم آبان 1386

مشوش!

این خواب‌های مشوش رهايم نمي‌كنند... 

| الهام |

هشتم آبان 1386

؟

از تو  ؟ در من جا ماند!


| الهام |

هفتم آبان 1386

جا!

یه وقتایی
یه جاهایی
یه چیزایی
رو باید جا گذاشت...

| الهام |

هفتم آبان 1386

ديالكتيك!

تنهايي ديالكتيكي دارد
يا تو نيستي
يا من!


| الهام |

ششم آبان 1386

نمي‌نويسم!

عاشقانه‌ها را براي تو نمي‌نويسم
به خودت نگير!
براي او مي‌نويسم
اويي كه كو؟


| الهام |

ششم آبان 1386

فراموش!

تو هم فراموش مي‌شوي مهربانم
مثل بقيه آدم‌ها!

| الهام |

ششم آبان 1386

مدعی!

اونی که مدعی بود عاشقته
یهو فهمید که عاشقت نیست!

 


| الهام |

ششم آبان 1386

خاكستري!

به گيسوي گرگ مويت قسم!
عشق خاكستري است...

| الهام |

ششم آبان 1386

عشق!

عشق را مجالی نیست تا بگوید برای چه دوستت می‌دارد!
پاورقی: همش این تو ذهنمه!

| الهام |

ششم آبان 1386

تو!

پس از تو روزگارم بی دروغ است!

| الهام |

ششم آبان 1386

راه!

برای دوست داشتنت راهی یافتم
از «من» بگریز!

| الهام |

دوم آبان 1386

گلبول!

تو را در گلبول‌های سفیدم پیدا کردند
وقتی از من در برابر میکروب‌ها دفاع می‌کردی!


| الهام |

یکم آبان 1386

رها!

هر شب عطر دستهات در موهام می‌پیچد
و من آرام در آغوشت رها می شوم ....
تا سپیده دم دیگر که بازآیی!

| الهام |

یکم آبان 1386

خیانت!

وقتی خیانت می‌کنی
چشمان من یادت باشد!


| الهام |

یکم آبان 1386

عادت!

من همیشه تو را گم می‌کنم!
این عادت شب های من است...

| الهام |

یکم آبان 1386

رسیدن!

همیشه نمی‌رسیم
یا وقتی می‌رسیم که دیگه خیلی دیر شده!

| الهام |