تبليغاتX


تاتوره یعنی تو!

بیستم خرداد 1387

ما!

ما تنها یک صدمه بودیم!


| الهام |

هجدهم خرداد 1387

بار دیگر شهری که دوست می داشتم

بخواب!
خواب برای چشمان تو دیر است
چشمان تو چه دارد که به شب بگوید...
نادر ابراهیمی هم رفت.

| الهام |

هجدهم خرداد 1387

برای سایه و برای او

ارغوانم آنجاست
 ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من که چنین خون ‌آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد
ارغوان
 این چه رازی است که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می افزاید ؟
ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم می گذرند ؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله می آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را 
بر زبان داشتهباش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من


| الهام |

هجدهم خرداد 1387

هوا!

هوا بد است!
ولی
هوای تو خوب است!


| الهام |