این پست رو به دعوت زری مینویسم که دوستش دارم زیاد کودکی اساساً خوبی نداشتم و از همان اول علاقه زیادی به کله شق بازی داشتم به گونهای که والده مکرمه میگه نافم را نشانه میگرفتم و به قصد کشت چاقو را بالا میبردم! اولین باری که حرف زدم ظاهرا بلوزی پوشیده بودم که روش عکس سگ بوده و من در حالی که به سگ اشاره می کردم گفتم قاتی! مامان هم به خاطر اینکه دختر تپلش که فقط چشماش یه خط بود از شدت چاقی، و حرف زده تا ساعتها گریه می کرده!! و اما سه گانههای کودکی من: پختوندی و پزوندی به جای فعل پختی قاتی به جای سگ مسکاک به جای مسواک دیگه همینطور بگیر و برو... دوستان زیر رو برای سه گانههای دیگر دعوت میکنم عباس عزیز ممد اسماعیل لیلا نغمه یا همان لقمه من، خودم بنویسین تا به قول زری دنیای مجازی هم پر از کودکیمان شود!
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته آهسته روح انسان را به انزوا فرو میبرد... درد بی درمان بد دردی است! پ.ن: خوب نیستم این روزها، حس صادق هدایت رو دارم توی بوف کور!
ساکنان اولیه آمریکا تاتوره را گیاهی خطرناک می شناخته اند و به آن سبب دیوانه یا سبب شیطان داده بودند. تاتوره اثر قوی افیونی و مخدری دارد و توهم و دوبینی از نتایج آن است. تو یعنی تاتوره! تاتوره یعنی تلخ! یعنی توهم!