تبليغاتX


تاتوره یعنی تو!

سی ام مهر 1387

فراموشی!

شاعر که شدم
چشمهایت بیگانه شد...

| الهام |

بیست و نهم مهر 1387

مومن!

ایمان نبود
وگرنه تو هم کافر نبودی!

| الهام |

بیست و هفتم مهر 1387

انگ!

به من برچسب می‌زنی
و خودت را پانسمان می‌کنی!

| الهام |

بیست و ششم مهر 1387

حسادت یا ؟

همیشه چیزی تو را از من جدا می‌کند
حتی حس نوستالژیکت به همکلاسی‌های قدیمی!


| الهام |

بیست و سوم مهر 1387

؟

چقدر به خیالت نگاه کنم
تا خوابم ببرد؟

| الهام |

بیست و دوم مهر 1387

عیادت!

سالم می‌آییم
بیمار می‌رویم
بی هیچ عیادت کنند‌ه‌ای!

| الهام |

بیست و یکم مهر 1387

ردیف!

انگشتانت
ردیف‌های زندگیم
می‌نوازمشان!

| الهام |

نوزدهم مهر 1387

برای یکی از دوستان!

دیوانه
زیر باران
کاش بیاید!

| الهام |

نوزدهم مهر 1387

من تاتوره‌ام!

تاتوره می‌خواهی؟
از من بنوش!

| الهام |

نوزدهم مهر 1387

...

اول بنا نبود بسوزند عاشقان
اما!

| الهام |

هفدهم مهر 1387

جسد!

جسد انسانیتم
زیر دست و پای این آدمها له شد...

| الهام |

شانزدهم مهر 1387

وسوسه وصل!

بوسه
با
وسوسه تو!

| الهام |

چهاردهم مهر 1387

واج آرایی ب

گریزی نیست
بساز و بسوز و بمان...

| الهام |

چهاردهم مهر 1387

دست!

دستم به خدا نرسد
به تو که می‌رسد!

| الهام |

دوازدهم مهر 1387

خدایی!

خدا شوم
بندگی می‌کنی؟

| الهام |

دوازدهم مهر 1387

هیچی!

یکی بود
یکی نبود
از اولم هیچی نبود!

| الهام |

دوازدهم مهر 1387

بس!

بس است!
لحظات طولانی درد

| الهام |

هشتم مهر 1387

خبر!

خبرت خرابتر کرد
جراحت جدایی!
پ.م: مال من نیست ولی...


| الهام |

هشتم مهر 1387

ساز!

ساز چمشمهات
کوک نیست...

| الهام |

ششم مهر 1387

حوصله!

کاش حوصله نمی‌کردم
کاش حوصله نمی‌کردی
کاش حوصله بود!


| الهام |

ششم مهر 1387

دلگرفتگی!

تمام گرفته
این دل کوچک!

| الهام |

ششم مهر 1387

دود!

دود می‌شوی!
مثل هر چیز سوختنی دیگر...

| الهام |