تبليغاتX


تاتوره یعنی تو!

بیست و هفتم آبان 1387

دار!

 

داری دیگر بلند شد
و هیچ چیز حل نشد!


| الهام |

بیست و هفتم آبان 1387

کشت!

 

آه از این شهر بلاخیز
زخم کشت می‌کند...


| الهام |

بیست و ششم آبان 1387

درس!

 

تازیانه‌ها
از دست تو
عشق آموخت!


| الهام |

بیست و پنجم آبان 1387

تراوش!

 

از کوزه همان برون تراود
که در او می‌ریزند!


| الهام |

بیست و یکم آبان 1387

ماهی!

 

از حوض بیرون پرید
ماه اما پیدا نبود!


| الهام |

بیست و یکم آبان 1387

سکوت!

 

شب چیزی ندارد که بگوید
با چشم‌های تو!


| الهام |

نوزدهم آبان 1387

رایحه!

 

رایحه خوش خدمت
زیاد شد و
به جوی لجن ریخت!


| الهام |

نوزدهم آبان 1387

تسلسل!

 

عشق را با من چو کار آید
تسلسل بایدش
!


| الهام |

هفدهم آبان 1387

اوباما!

 

«اوباما»
با ما
یا علیه ما؟
معنی دارد این «ما»؟!


| الهام |

چهاردهم آبان 1387

نمی‌آید!

 

همیشه دیر می‌رسی!
بر سر دقیقه‌های نیامده این زندگی...


| الهام |

سیزدهم آبان 1387

بدون منت!

 

دغدغه من
پر شدن دست‌های توست
بی هیچ منتی!


| الهام |

دهم آبان 1387

قانون خلقت!

 

رنج می‌کشم
رنج می‌کشی
پس هستم
هستی...
پ.ن: ما انسان را برای رنج کشیدن آفریدیم!


| الهام |

دهم آبان 1387

بی اهمیت!

 

حرف‌ها هیچ وقت مهم نیستند!


| الهام |

هشتم آبان 1387

نشکن!

مرد من می‌شکند
و صدایش می‌آید...
پ.ن: گرچه من تا به حال عادت به نوشتن توضیح برای طرحام نداشتم اما درباره این پست باید بگم «مرد من» استعاره کلی از تمام مردهایی بود که می تونن بشکنن!
خوب یا بد من شکستن یک مرد را دوست ندارم!!

| الهام |

هشتم آبان 1387

هرمونتیک!

به لحاظ هرمونتیک
دوستت دارم!

| الهام |

پنجم آبان 1387

کاش انسان نبودم!

اگر خاک بودم
راحت‌تر پا می‌خوردم...

| الهام |

پنجم آبان 1387

تبریک!

به تو تبریک می‌گویم
ساختن من سخت را!


| الهام |