تبليغاتX


تاتوره یعنی تو!

بیست و هشتم اسفند 1387

برای سالی که رفت!

این یادداشت یرای همه کسانی است که امسال با من بودند و نبودند...
برای مامان مهربون و خوبم که همیشه هست و اگر حضورش نبود من هیچی هم نبودم
برای شیلای عزیزم که به اندازه تمام خواهرهای نداشته دنیا دوستش دارم و خوشحالم که دوستیمان دوباره زنده شد قبل از آنکه به خاطر این روزمرگیهای پیچ در پیچ به هم بخورد! 
و برای نصی (همسر خوب شیلا جونم) که جای خود دارد با آن خنده های شیرین و از انتهای دیافراگمش!
برای زری که دنیای مجازی بیشتر ما رو به هم نزدیک کرد وبرای فرزام و کر‌گدن و سید عباس که امسال در همین دنیا افتخار آشنایی بیشتر رو باهاشون داشتم و از این آشنایی به خودم می بالم
برای من خودم که این روزها بدجور سایه اشان سنگین شده و گرفتار!
برای شبی با خورشید و به خاطر تازگی دوستیمان
برای الهه، سحر و رضاجون ، پگاه و عسل که خاطرات خیلی خوبی باهاشون دارم ولی این روزها به خاطر این دنیای واقعی ازشون دورم ولی همیشه به یادشونم
و برای الهه شمس که حضورش امسال در محل کارم و کنارم قوت قلب بوده به خصوص که سرشار از انرژی و آرزوهای قشنگه و با آرزوی خوشبختی برای الی جون و شوهرش که شبیه فیگوئه!
و برای زهره عزیزم  که دوست وهمکار خستگی ناپذیره منه و می دونم که اگر همینطور ادامه بده خبرنگار بزرگی می شه و البته شوهر مهربونش فرید
و برای ریحانه عزیزم که فکر می کنه دوسش ندارم ولی دوسش دارم به خدا!
و برای مهسا که کودک درونش همیشه زنده است
و برای سمیرا که با روح بزرگی که داره حضورش نعمتی است برای من، با آن خنده های دوست داشتنیش حتی وقتی در اوج ذوق زدگی‌هاش به من بگه خره سگ!
و برای همه دوستان دیگه ای که اسمشون اینجا نیست
و برای عشقی قدیمی که همیشه دوستش داشته و دارم، حتی اگر نباشد! چراکه من عشق را یافته ام، معشوق بهانه است...
دوستتان دارم!
دوستشان دارم!
به صداقتی که همیشه سعی کردم حفظش کنم همه‌ رو دوست دارم و با همه قلبم آرزو می کنم سال جدید برای تک تک دوستانم سالی پر از عشق، معشوق، پول، خوشی و خوبی و همه چیزهای خوب باشد...
و آرزو می کنم ایران آزاد شود از همه احمدی نژادها و ما هم آزاد شویم از همه کوته بینی ها و کج اندیش ها و همه ایسم‌های بد  و...
فقط دعا می‌کنم آزاد باشیم و آزاده زندگی کنیم!
سال نو مبارک!

| الهام |

بیست و یکم اسفند 1387

ایست!

 

راه را می‌بندم
به چشمهایت!


| الهام |

بیست و یکم اسفند 1387

بوسه!

 

بوسه‌ای بی‌شرم
از لبانی تب‌آلود!


| الهام |

هجدهم اسفند 1387

روز زن مبارک!

 

بودنت را انکار می کنند
ولی واقعیت هستی توست...


| الهام |

شانزدهم اسفند 1387

منصفانه!

 

قلب
در برابر
قلب!


| الهام |

یازدهم اسفند 1387

غم!

 

«غم» تو سیری چند؟


| الهام |

یازدهم اسفند 1387

خون!

 

خون «دل» می‌خورم
با ولع!


| الهام |

هفتم اسفند 1387

جایی برای زندگی!

 

دیر می‌رسیم
وقتی که جایی برای ماندن نیست!


| الهام |

چهارم اسفند 1387

به سادگی!

 

وقت رفتن، می‌روم
به همین سادگی!


| الهام |

سوم اسفند 1387

تو می آیی!

 

ورق‌های تقدیر بُِر خورده
تک آمده!


| الهام |