بار دیگر دلمان را به سیدی دیگر خوش کردهایم!
خاتمی را دوست داشتم و دارم اگر چه هربار که به او دلخوش کردهایم نامیدمان کرده است، ولی باز هم دوستش دارم به این دلیل که شاید بیش از آنکه سیاستمدار خوبی باشد انسان خوبی است! همین انسان بودنش است که آدم را وادار میکند در برابر بعضی از اقداماتش در دوران ریاست جمهوری و ملاحظهکاری هایش کمتر لب به سرزنش بگشاییم.
حضور خاتمی در خرداد ۷۸ بارقه امیدی در دلمان کاشت. اینکه خیلی چیزها عوض میشود و ....
که البته اگر از حق هم نگذریم تا حدی هم این پروسه موفق بود و بقیهاش هم که به قول خاتمی نگذاشتند! به هر حال وجود خاتمی هم برای نظام و هم برای مردم سوپاپ اطمینانی بود در آن زمان!
این بار هم که خسته از حماقتهای دولت مهرورز نهم امید بستیم که بار دیگر خاتمی بیاید و نجاتمان دهد به قولی که نشد! چراکه این بار هم خاتمی خواست که همان خاتمی سابق باشد محتاط و اخلاقی!
قصدم از نوشتن این پست تحلیل اوضاع سیاسی و اینها نیست که اگر حوصله بیشتری بود برای گفتن و شنیدن، مینوشتم و....
تا چندی پیش از این قصد داشتم دیگر در انتخابات شرکت نکنم و بپیوندم به همان تحریمیهایی که ترجیح میدهند دیگر نه حرف بزنند و نه بشوند، اما الان فکر می کنم باید بار دیگر امیدوار باشیم، باید دوباره امیدوار باشیم و این بار هم رای بدهیم. اشتباه اصلاح طلبان و فاصله زیادشان با مردم باعث شد تا در دوره گذشته رئیس جمهوری روی کار بیاید که خودتان می دانید! شاید اگر دفعه گذشته هم مشارکت فعالانه بیشتری داشتیم الان مجبور نبودیم به هر چیز و هر کسی متوسل شویم برای رهایی از این وضعیت!
با همه این تفاسیر حالا که میرحسین موسوی آمده است باید یک بار دیگر امتحان کرد. مصاحبههای میرحسین را که میخوانم هر روز امیدوارتر میشوم!
باید امیدوار بود به این میرحسین! چون فکر می کنم با میرحسین بنیادگرای زمان جنگ تغییر کرده و مشکلات را فهمیده و به میدان آمده. اینکه چطور به میدان آمده را کاری ندارم! ولی حالا که آمده باید حمایتش کرد اصلاحات راهی جز این ندارد. میر حسین قاطع تر از خاتمی است و حدااقل با حرفهایش نشان میدهد که «اصلاح» را میشناسد، از طرفی رایهای خاموش و اصولگراهای خسته از احمدی نژاد را هم دارد. این آخرین تیر ماست! باید بیاندازیمش!
در آخر دوست دارم همین جمله کلیشه را بنویسم:
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم...
| الهام |
