ماهیت نظام!
میر حسین یا کروبی؟
مسئله این است
ولی مسئله این نیست!
| الهام |
بخت اگر بيدار باشد خواب بردارد مرا
يكسر از بستر در آغوش تو بگذارد مرا
گر چه مرگم پیش تر از فرصت دیدار توست
همچنان شوق وصالت زنده میدارد مرا
سايه گر خود در هوايت خاك گردد باك نيست
عاقبت روزي به كويت باد مي آرد مرا
ياد آن فرزانه آزرده خاطر خوش كه گفت
خامشي جستم كه حاسد مرده پندارد مرا...
پ.ن: گزیدهای از شعر مورد علاقه من سروده سایه/ متناسب با احوالات این روزهای من!
| الهام |
وقتی هستی
با خود میگویم
شاید وقتی دیگر !
ولی
حالا که نیستی
میخواهم عاشق باشم
می بینی ؟!
پ.ن: این شعر از دوست عزیزم کرگدن است در جواب شعر زیرین ما! خودتان ببینید تفاوت میان ما و کرگدن! به قول شاعر میان ماه من تا ماه گردون...
| الهام |
کیهان را سالهاست که همه میشناسیم! روزنامهای که همیشه توانسته در نقش یک آتش بیار موثر عمل کند و در برهههای زمانی مختلف احساسات اصولگرایان را با تیترهای تند و رادیکالی خود به قلیان در آورد. البته من شخصاً گاهی مطالب این روزنامه و سخنان طرفدارانش را از باب طنز می خوانم چراکه دستاندرکاران این روزنامه گویی سالهاست و قرنهاست که از زمان عقب ماندهاند و حرفهایی میزنند که بعضاً بعد زمان ندارد تا بدین وسیله موجبات خنده دیگران بشود ...
من میگویم اصلاحات مرده است چون مدرنیته مرده است!
این جملهای بوده که پیام فضل نژاد پژوهشگر روزنامه کیهان در همایشی با عنوان «مرگ گفتمان اصلاحات آمریکایی در ایران» که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان برگزار شد، گفته است و نکته جالبش اینکه با واکنش تند حضار روبرو شده که شعار دورود بر خاتمی، سلام بر میر حسین سر میدادند و سر آخر از سر ناچاری خودش برای خودش تکبیر گفته!

اما چندی است شیخ اصلاحات با نامه نگاریهای متعدد سعی دارد تا جلوی بعضی از جریان سازیهای اصلوگرایان افراطی را بگیرد که از آن جمله میتوان به نامه کروبی به جنتی درباره لزوم بیطرفی شورای نگهبان در جریان انتخابات اشاره کرد.
این بار اما مخاطب نامه بعدی کروبی شریعتمداری است! مدیر مسئول روزنامه کیهان که تقریباً بیشتر ملت ۷۰ میلیونی ایران مورد عتاب ایشان و متهم شدنشان به دلیل همکاری با استکبار جهانی شدهاند!!
اگرچه صراحت کروبی در این نامه من را بسیار تحت تاثیر قرار داد، ولی بعید میدانم این قوم به ناکجا آباد رفته چیزی بشنوند!
خدا میداند...
| الهام |
۱- این روزها یک در میان انرژیم را از دست میدهم. یهو احساس دلهره شدید میکنم، یک جور رخت شستن در همان نواحی! قلبم از خون خالی می شود و دو تا یکی می زند و ...
من دچار افسردگی - شیدایی هستم احتمالا! گاهی از شدت شیطنت و شلوغی یک جا بند نمی شوم و گاهی به زور می شود یک جمله از زیر زبانم کشید بیرون! این جور مواقع بهتر است به من نزدیک نشوید چون مهارت فوق العاده ای برای تخلیه انرژی بقیه هم دارم !
۲- من نمی دانم چرا باید مدام کار کنم. یعنی می دانم! چراکه تن آدمی شریف است به پول آدمیت و از اینها! قسطهای سرهر ماه که ازش تنفر دارم هم، جای خود
ولی واقعا دلم می خواست بدون اجبار کار کنم، بدون دغدغه مالی! بدون اینکه شب بخوابی و به دغدغه های فردا فکر کنی. چه سود که انگار به این صندلی خبرگزاری چسبانده شدم و فکر کنم لاجرم روی همین صندلی هم بمیرم!!
۳- من دلم مسافرت می خواهد تنهایی ترجیحا!
۴- من عادت دارم یک جریان را درست کنم و بعد بر خلافش حرکت کنم! مثل قورباغه ای که خلاف جریان آب شنا می کند!
۵- وقتی از کسی ناراحت باشم دلیلی نمی بینم هیچ توضیحی بدهم سکوت می کنم و رابطه ام را کم کرده تا زمانی که ناراحتیمان کاهش یافته به حالت عادی برگردد. البته هیچ تضمینی هم برای برگشت وجود ندارد! چون من معمولا کم دلخور می شوم و حتمن دلیل خوبی برای این کار دارم!
۶- دلیلی ندارد همیشه طرح بنویسم!
۷- حوصله ندارم...
| الهام |