شوق وصال!
بخت اگر بيدار باشد خواب بردارد مرا
يكسر از بستر در آغوش تو بگذارد مرا
گر چه مرگم پیش تر از فرصت دیدار توست
همچنان شوق وصالت زنده میدارد مرا
سايه گر خود در هوايت خاك گردد باك نيست
عاقبت روزي به كويت باد مي آرد مرا
ياد آن فرزانه آزرده خاطر خوش كه گفت
خامشي جستم كه حاسد مرده پندارد مرا...
پ.ن: گزیدهای از شعر مورد علاقه من سروده سایه/ متناسب با احوالات این روزهای من!
| الهام |