من برای ایرانم میترسم...
این روزها اولین سرود ملی ایران که توسط سالار عقیلی بازخوانی شده تنها آهنگی است که روزی ۲۰ بار و بیشتر گوش میکنم. حس ایرانی بودن رو بر خلاف سرود ملی خودمان در من بیدار میکند. ایران قدرتمند زمان کوروش را... خلاصه سرمستم میکند... صدایش را زیاد میکنم تا همه افکار این ذهن مشوش را از بین ببرد. همهاش را!

این روزها میترسم... از چیزی که قرار است بشود میترسم... از چیزی که قرار نیست بشود میترسم.. از تاریخ میترسم...از سرخوردگی میترسم... از دورغ میترسم...از صداقتی که بعدن تبدیل به دروغ شود میترسم... از دیکتاتوری میترسم... از اصولی که این روزها یک پایش میان همه حرفهاست میترسم... از تقلب میترسم... از تحجر میترسم... از اصلاحاتی که به نتیجه نرسد میترسم... از امید ناامید شده بعدمان میترسم ... از اگر میترسم... از اما میترسم... از لفظ ملتی که این روزها رئیس جمهور منتخبش خود را معادل آن میداند میترسم... از رئیس جمهور دروغگو میترسم... از آمار میترسم....
از شنبه میترسم... از جمعه هم میترسم... از شعور ملت میترسم... از روستا و شهرستان میترسم... از صندوقهای سیار میترسم... از ترس مردم میترسم...
من میترسم و خلاصه میترسم و ترس مرا میترساند....
درد و رنجم این روزها زیاد است ولی به خدا قسم من برای ایرانم بیش از همه دردها و رنجهایم میترسم! من میترسم پس هستم!
موسوی ایده آل من نیست ولی تنها امید من است! اصلن ما را به مرگ گرفته اند که به تب راضی شویم. ولی من به تب هم راضیم! چون ایران من در آستانه نابودی است و به همین قلم قسم میخورم که اگر در این انتخابات تقلب شود یا رئیس جمهور احمدی نژاد شود همه عزمم را جزم کنم برای مبارزه! قسم میخورم!
باز هم تأکید میکنم اگرچه موسوی ایده آل من نیست ولی کاش دوباره پرچم ایران مرا پس بگیرد!
پ.ن: اولین سرود ملی ایران را اینجا بشنوید و تحریم نکنید! التماس میکنم!
| الهام |
