دوستانمان در بندند و این قصه تا کی ادامه دارد؟
این روزها نگران دوستانی هستم که دستگیر شدهاند و معلوم نیست در چه شرایطی هستند. هنوز هم نمیتوانم بفهمم ما باید تاوان چه چیز را بدهیم؟ اعتراض مدنی!
فضای بستهای است. مجازی و واقعی ندارد. فقط بدجور دارد عذابمان میدهد این شرایط! دوستان بسیاری بازداشت شدند. اسماعیل حق پرست یکی از آنهاست!
دوستی خوبی داشتیم که ادامه نیافت. اما دلیل نمیشود برایش نگران نباشم. نزدیک به یک هفته از بازداشتش میگذرد و کسی نمیداند کجاست!
به این میگویند عدالت از نوع اسلامی و ایرانی! نه مغتشش بوده نه اراذل و اوباش متاسفانه! چون شاید آنها در این جریانات بیشتر از یک روزنامه نگار و فعال مدنی حقوق اجتماعی داشته باشند! نمیدانم!
در هر حال امیدوارم زودتر برگردد. اسماعیل و همه دوستانی که بعضاً مفقود شدند و کسی را هم ندارند که پیگیر کارشان باشد و از هم اینجا فریاد میزنم که بس کنید این بازداشتهای فلهای را! به خدا ما هم جوانان همین کشوریم... ایران!
پ.ن: قالب وبلاگ من هم با بارانی بودنش و با این شرایطی که هستیم توی ذوقم میزند. مثل همه چیز این مملکت بیربط است!
| الهام |
